تبليغاتX
دختری از جنس ماه

http://gohar.persiangig.com/image/01b.jpg


هفتادو دو مجنون زلیلی شده عاقل
هفتادو دو فرهاد به شیرین شده واصل
هیهات که جان گیرد از آنها ملک الموت
جان دست حسین است نه بازیچه قاتل 

***

فرش بر رونق بازار حسین می نازد
عرش بر جلوه رخسار حسین می نازد
ابر بر اشك عزادار حسین می نازد
قبر شش گوشه به زوار حسین می نازد
كربلا هم به علمدار حسین می نازد 

***

آبروی حسین به كهكشان می ارزد ، یك موی حسین بر دو جهان می ارزد ، گفتم كه بگو بهشت را قیمت چیست ، گفتا كه حسین بیش از آن می ارزد 

***

کاش بودیم آن زمان کاری کنیم

از تو و طفلان تو یاری کنیم

کاش ما هم کربلایی می شدیم

در رکاب تو فدایی می شدیم

السلام علیک یا ابا عبدالله ...

***

 نازم آن آموزگاری را که در یک نصف روز

 دانش‌آموزان عالم را همه دانا کند

ابتدا قانون آزادی نویسد بر زمین

بعد از آن با خون هفتاد و دو تن امضا کند

***

دل را اگر از حسین بگیرم چه كنم

بی عشق حسین اگر بمیرم چه كنم

فردا كه كسی را به كسی كاری نیست

دامان حسین اگر نگیرم چه كنم


http://www.ido.ir/myhtml/article/1386/m10/13861023051.jpg

نوشته شده در جمعه 27 آذر1388ساعت 23:57 توسط حانیه |

اعصاب نوردان عزیز!

مستحضر باشید که اعصاب نوردی کاری خطیر و در عین حال زیباست. اعصاب نوردی به تخصص هایی همچون روانشناسی،جامعه شناسی،موقعیت شناسی و از همه مهمتر خلاقیت نیازمند است.


اعصاب نوردی



یک ایده:

اعصاب معلمان محترم بهترین فضا و دم دست ترین آنها برای اعصاب نوردی محسوب می شود.

خیس کردن تخته پاکن کلاس به عنوان ایده ای از اینجانب پیشنهاد می شود. حتی اگر شما در کلاس به جای تخته سیاه وایت برد هم داشته باشید باز هم خیس شدن آن باعث می شود که کسی نتواند روی آن بنویسد ولی از آن جایی که وایت برد با یک دستمال کاغذی خشک می شود تعویض ماژیک وایت برد با ماژیک معمولی می تواند مفرحريا، سرگرم کننده، خنده ناک و اعصاب نورد باشد. ;)

نوشته شده در یکشنبه 8 آذر1388ساعت 16:19 توسط حانیه |
http://hanieh72.googlepages.com/2e4kxhw.jpg

ظاهرا فرصت زيادي براي زندگي ندارم.هم اكنون فرشته ي مرگ ،كنار من نشسته است ومنتظر است كه با او بروم.وقتي به پشت سرم نگاه مي كنم احساس مي كنم كه همين ديروزبود كه سر از تخم درآوردم وهم به پدرم گفتم"غار"وهم به مادرم.حتي پدر بزرگ و مادربزرگم راهم چه از طرف پدري وچه از طرف مادري:غار:صدا زدم وهمه ي آنها فكر كردند دارم نام آنها راصدا مي كنم.

من بايد به همه ي كساني كه در صدو چهل سال گذشته در منطقه ي چهارسوق،كوچه باغي،هفت چناران و سرچشمه،اشياي درخشان خود راگم كرده اند وبه وارثان آنها اعلام كنم كه بيخودي همه چيز را تقصير من نيندازند.بروند كلانتري وكارشان را از طريق قانوني پيگيري كنند.

مي دانم كه جاي خالي مرا به زودي حس خواهيد كرد.مخصوصا در غروب هاي جمعه كه دلتان خيلي گرفته است ومنتظر بهانه هستيد تا بيخودي گريه كنيد وبراي گردش وتفريح به پارك برويد.وصيت مي كنم براي شادي روح من يك نفر آدم خوش صدا را اجير كنيد تا غار غار كند.من از همه ي داماد ها وعزيزاني كه لباس پلوخوري به تن به سمت جاي مهمي مي رفتند ومن حاصل پلوخوري قبلي ام را روي آنها انداختم عذر خواهي مي كنم همچنين از تمام كودكان ونوجواناني كه براي خودشان جوجه ماشيني خريده بودند ومن آنها را بردم وسرپا نشستم وخوردم حلاليت مي طلبم.

زياه عرضي نيست.

غار!غار!

http://hanieh72.googlepages.com/ca2.jpg

نوشته شده در سه شنبه 12 آبان1388ساعت 16:32 توسط حانیه |
http://hanieh72.googlepages.com/einstein_cartoon1-full1.jpg          یا            http://hanieh72.googlepages.com/Pofak.jpg

ای آموزگار عزیز ! که الهی جانمان فدای نوک قلم مبارکتان گردد که درون ان نمره های 20 نهفته است. موضوعی که برای انشا داده اید بسیار ساده و پیش پا افتاده است و سالهاست که معلم ها این را می پرسند و همشاگردی ها چشم بسته درباره اش قلم می زنند.

پدر عزیز و پدربزرگ عزیز ترمان  می گویند:" آن وقت ها از ما می پرسیدند علم بهتر است یا ثروت و حالا با گذشت زمان و پیشرفت علم، می پرسند علم بهتر است یا پفک؟!"

البته و صد البته معلوم است که علم بهتر است. چون اگر علم نبود یا پیشرفت نکرده بود، ما باید هنوز هم که هنوز است آلو خشک و نخود چی کشمش و تنقلات طبیعی می خوردیم ، اما با پیشرفت علم و اختراع برق و دستگاه های تمام اتوماتیک و کامپیوتر،اکنون به بهترین تنقلات مصنوعی از جمله (پفک) دست یافته ایم.

تازه! از آن جا که در تلوزیون از خروسخوان تا بوق سگ آگهی هایی رنگارنگ در مورد انواع پفک نمکی، بی بی نمکی، چاخان نمکی،جوجو نمکی و پفک الکی می شود و هیچ تبلیغی در مورد علم نمی شود، می توان نتیجه گرفت که علم بهتر است.

هر چند پدران و مادران به خاطر جیبشان و آینده ی ما دائم به ما پند می دهند که خوردن پفک باعث می شود که ما بچه ها هم پفکی و توخالی از آب در بیاییم،اما کو گوش شنوا! شاعر در این باره می فرماید:

میازار موری که دانه کش است

پفک پیش چشمان او کشمش است.

پایان

نوشته شده در چهارشنبه 22 مهر1388ساعت 11:30 توسط حانیه |

 

مواد لازم:

تخمه: یه پاکت

وقت: به میزان لازم

حوصله: به میزان کافی

رفیق باهال: یه چندتایی

اعتماد به نفس: خیلی

پول: هرچه بیشتر بهتر!

ابتدا اعتماد به نفس خود را با کمی دقت و حوصله حسابی هم می زنیم و درون لگن می ریزیم. (قابلمه ها را دست نزنید که موقع اجرای کنسرت لازم می شوند.) بعد تخمه ها را روی یک میز می ریزیم و چند تا رفیق باهال را صدا می کنیم که حالا گروه برای اجرا آماده است.

تحشیه:در تهیه ی کنسرت به هیچ وجه داشتن صدای خوب٬ سواد موسیقی و تمرین درست و حسابی لازم و ضروری نیست. اینها مال بچه قرتی هاست.!!

نوشته شده در دوشنبه 6 مهر1388ساعت 15:48 توسط حانیه |

* شاگردان مدرسه ی خارجی ها سر وقت می روند توی مدرسه و سر وقت از مدرسه می آیند بیرون، ولی شاگردان مدرسه ی ایرانی ها با تاخیر وارد می شوند و هنوز ساعت تمام نشده.... جیم فنگ!!

* در مدرسه ی خارجی ها همه از در داخل می شوند و از در خارج می شوند اما شاگردان ایرانی چون دیر به مدرسه می روند،و زود فرار می کنند باید از دیوار بروند که آقای ناظمیان آن ها را نبیند!

* در مدرسه ی خارجی ها آزمایشگاه و لابراتوار و کارگاه وجود دارد ولی در مدرسه ی ایرانی ها بچه ها با کمک قدرت تخیلشان همه ی این ها را تجسم می کنند.!

* در مدرسه ی خارجی ها معلم ها با بچه ها دوست هستند ولی در مدرسه ی ایرانی ها معلم ها بدجوری با بچه ها دوست هستند!!

*مدرسه ی خارجی ها پر از خارجی و مدرسه ی ایرانی ها پر از اخراجی است!!

تحشیه: راستی شما توی هیچ کدام از فیلم های خارجی دیده اید که یک بچه ی خارجی توی خانه مشق بنویسد؟

نوشته شده در چهارشنبه 1 مهر1388ساعت 19:10 توسط حانیه |
     

 

سوال:برخی از خانم ها شبیه چه چیز هایی هشتند؟!

آقایان پاسخ می دهند:

۱. رادیو: هر چه می خواهند می گویند ولی هر چه بگویی نمی شنوند!

۲. شبکه ی اینترنت: از هر موضوعی یک فایل اطلاعاتی دارند!

۳. چسب دو قلو: اگر دستشان با گوشی تلفن مخلوط شود دیگر باید سیم رابرید!

۴. موتور گازی: پر سر و صدا، کم سرعت، کم طاقت!

۵. رعد و برق: اول برق چشم هایشان می رسد بعد رعد صدایشان!

۶. لیمو شیرین: اول شیرین و بعد تلخ می شوند.!

۷. موبایل: هر وقت کار مهم پیش می آید در دسترس نیستند!

۸. گچ: اگر چند دقیقه مدارا کنید آنچنان سخت می شوند که هیچ شکلی نمی گیرند!

۹. کنتور برق: هر از چند سالی یک بار سن آن ها صفر می شود!

۱۰. فلز یاب: هر گاه از نزدیکی طلا فروشی رد می شوند عکس العمل نشان می دهند!

نوشته شده در دوشنبه 23 شهریور1388ساعت 14:24 توسط حانیه |

               

سوال:برخی از آقایان شبیه چه چیز هایی هشتند؟!

خانم ها پاسخ می دهند:

۱. مرد ها مثل پیکان دست دوم هستند. ارزان هستند و غیر قابل اطمینان!

۲. مرد ها مثل موز هستند. هرچه پیر تر می شوند وارفته تر می شوند!

۳. مرد ها مثل باران هستند.هیچ وقت نمی دانید کی می آیند و چقدر ادامه دارند و کی قطع می شوند!

۴. مرد ها مثل پاپ کورن(ذرت بو داده) هستند. بامزه هستند ولی جای غذا را نمی گیرند!

۵. مرد ها مثل سیمان هستند. وقتی جایی پهنشان می کنی باید با کلنگ آنها را از جا بکنی!

۶. مرد ها مثل مخلوط کن هستند. در هر خانه یکی از آنها هست ولی نمی دانید به چه درد می خورند!

۷. مردها مثل آگهی بازرگانی هستند. حتی یک کلمه از چیز هایی که می گویند را نمی توان باور کرد!

۸. مرد ها مثل کامپیوتر هستند. کاربریشان سخت است و هرگز حافظه قوی ندارند!

۹. مرد ها مثل جای پارک هستند. خوب هایشان قبلا اشغال شده اند و آنهایی که باقی مانده اند یا کوچک هستند یا جلوی منزل مردم!

۱۰. مرد ها مثل نوزاد هستند. در اولین نگاه شیرین و بامزه هستند اما خیلی زود از تمیز کردن و مراقبت آنها خسته می شوید!

نوشته شده در دوشنبه 23 شهریور1388ساعت 13:40 توسط حانیه |

14 سالگي:تا پارسال هركي بهشون مي گفت:چطوري؟ مي گفتن:خوبم مرسي؟ حالا مي گن:مرسي خوبم!

15 سالگي:هر كي بهشون بگه سلام مي گن:عليك سلام!...نقاشي هاشون(آرايش شون) بهتر مي شه. بتونه كاري.رنگ آميزي و...!

16 سالگي:يعني يك عاشق واقعين!...فردا صبح هم مي خوان خود كشي كنن!...شوخي هم ندارن!

17 سالگي:نشستن و اشك مي ريزن!...بهشون بي وفايي شده! كوران حوادث!

18 سالگي:ديگه اصلا عشق بي عشق!...توي خيابون جلوي پاشون رو هم نگاه نمي كنن!

19 سالگي:از بي توجهي يه نفر رنج مي برن!...فكر مي كنن اون يه آدم به تمام معناست!

20 سالگي:نه نه! اون منو نمی خواست!آخرش منو یه کور و کچل می گیره! می دونم!

21 سالگي:فقط ۲۷-۲۸ سالگی قصد ازدواج دارن!فقط!

22 سالگي:خوش تیپ باشه! پولدار باشه! تحصیل کرده باشه!قد بلند باشه!خوش لباس باشه!...آخ که چی نباشه!

۲۳ سالگی:همه خواستگار ها رو رد می کنن!

۲۴ سالگی:زیاد مهم نیست که چه ریختیه یا چقدر پولداره! فقط شجاع باشه!ما رو به اون چیزی که نرسیدیم برسونه!

25 سالگي:اااه! پس چرا دیگه هیچکی نمی یاد؟ هر کی می خواد باشه باشه!

26 سالگي:یه نفر می یاد!...همین خوبه!...بله!

27 سالگي: آخیش بالا خره ازدواج کردم!

28 سالگي:کاش قلم پات می شکست و خواستگاری من نمی اومدی!!!

نوشته شده در دوشنبه 5 مرداد1388ساعت 12:20 توسط حانیه |
 

                                     

۱۴ سالگی:تازه توی این سن هر و از بر تشخیص میدن... اول بدبختی!

۱۵ سالگی:یاد می گیرن که تو خیابون به مردم نگاه کنن.از قیافه خودشون بدشون می یاد.!

۱۶ سالگی:توی این سن اصولا راه نمی رن...تکنو می زنن!حرف هم نمی زنن داد می زنن!با راکت تنیس هم گیتار می زنن!

۱۷ سالگی:یه کمی مثل آدم ها می شن فقط شعر هاشونو بلند بلند می خونن!

۱۸ سالگی:هر کی رو می بینن تا پس فردا عاشقش می شن!

۱۹ سالگی:دوست دارن ده تا رو در آن واحد داشته باشن...تیز می شن!

۲۰ سالگی:از همشون رو دست می خورن.سه تار گوش میدن که نفهمن چی شده!

۲۱ سالگی:زندگی رو چیزی غیراز این بچه بازی می بینن.مثلا:عاقل می شن!

۲۲ سالگی:نه...می فهمن که زندگی همش عشقه.دنبال یه آدم حسابی می گردن!

۲۳ سالگی:یکی رو پیدا می کنن... اما مرموز می شن...دیدشون عوض می شه!

۲۴ سالگی:نه.اون دلش با یکی دیگه است...اصلا لیاقت عشق منو نداره!

۲۵ سالگی:عشق سیخی چند؟؟؟طرف باید باباش پولدار باشه.حالا خوشگل هم باشه بد نیست!

۲۶ سالگی:این یکی دیگه همونیه که همه عمر می خواستم....افتخار میدین غلامتون بشم؟؟؟!!

۲۷ سالگی:آخیش ! بالاخره ازدواج کردم!

۲۸ سالگی:کاش قلم پام می شکست و خواستگاری تو نمی اومدم!!!!

نوشته شده در شنبه 3 مرداد1388ساعت 4:36 توسط حانیه |
Published by ParsTheme & Designed by Tempfa.com

googoolymagooly72

حانیه

googoolymagooly72

http://googoolymagooly72.blogfa.com

دختری از جنس ماه

دختری از جنس ماه

دختری از جنس ماه

سهراب گفت:
چشم ها را باید شست.شستم ولی....
گفت: جور دیگر باید دید.دیدم ولی....
گفت:زیر باران باید رفت.رفتم ولی....
او نه چشم های خیس و شسته ام را،نه نگاه دیگرم را هیچ کدام را ندید فقط در زیر باران خندید و گفت:"دیوانه باران زده!" ای کسانی که نظر نمی دهید...آگاه باشید که در آخرت هم شما و هم کامپیوتر شما با هم سوزانده خواهند شد...

دختری از جنس ماه

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog